أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

302

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

يعنى برات « 1 » امان از عذاب ، يا خود مىگويند اين كافران مكّه كه : ما جماعتى با عزّت و منعت و انتصار و انتقاميم كس ما را طلب نيارد كردن و در راه ما استادن و [ منتصر ] حمل بر لفظ كرد لرأس الاية « 2 » ، اين جماعت را كه بقوّت و شوكت و شدّت خود مغرور شده‌اند شكسته و منهزم گردانند و اين وعده راست كرد و ايشان را روز بدر منهزم كرد . مقاتل گفت : روز بدر ابو جهل اسب بيرون راند و بميان ميدان آمد و گفت : ما امروز انتصار و انتقام بكشيم از محمّد و اصحابش . سعيد مسيّب گفت از عمر خطّاب كه : چون اين آيت آمد [ سيهزم الجمع ] ما ندانستيم كه آن جمع كدام است و آن هزم كى آيد تا روز بدر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درع مىپوشيد و مىخواند [ سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ ] ما بدانستيم كه آيت در اين روز آمد و دست ما را خواهد بود بر ايشان . آنگه گفت : بلكه قيامت موعد ايشان است به عذاب و قيامت داهيه‌تر و سخت‌تر است از روز بدر . ابو هريره روايت كرد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت « 3 » : بشتابيد به عمل صالح هفت چيز را كه شما گوش نمىداريد « 4 » إلّا يكى ازين هفت‌گانه را ، يا درويشى كه از ياد

--> ( 1 ) - در غياث اللغه گفته : « برائت بر وزن فراغت بيزارى از چيزى و پاك شدن و دور شدن [ از كنز ] » و نيز گفته : « [ برات ] لفظ فارسى است كاغذ نوشته كه بموجب آن از خزانه زر بدست آيد ؛ بلفظ نوشتن و كردن و دادن و گرفتن و آوردن و زدن و شدن مستعمل [ از بهار عجم ] » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و اگر حمل بر معنى كردى [ منتصرون ] بودى » . ( 3 ) - چون ترجمهء اين حديث در نسخ بسيار مختلف ضبط شده است اينك نصّ حديث را كه متن را نيز با مراجعه به آن تصحيح كرده‌ايم در اينجا مىآوريم و آن اين است كه سيوطى در تفسير الدرّ المنثور آورده ( ج 6 : ص 137 ؛ س 15 ) : « و أخرج ابن المبارك فى الزهد و الترمذىّ و حسّنه و الحاكم و صحّحه و ابن مردويه عن أبى هريرة رضى اللّه عنه عن النبىّ صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلم قال : بادروا بالاعمال سبعا ؛ ما ينتظر أحدكم إلّا غنى مطغيا ؛ أو فقرا منسيا ؛ أو مرضا مفسدا ؛ أو هرما مفندا ؛ أو موتا مجهزا ؛ أو الدّجّال و الدجّال شرّ غائب ينتظر او السّاعة و السّاعة أدهى و أمرّ » . ( 4 ) - « گوش داشتن » كنايه از انتظار است و « گوش نمىدارد » ترجمهء « ما ينتظر » است .